بیدار شو...
بیدار شو تا از پی ات روان شوم
تنم بی تاب تعقیب توست!
می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم
از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب
می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم!
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 12:44 توسط علی سهیــــــــــــــلی s . s
|
شیشه پنجره را باران شست